متاسفانه اخیراشاهدآن هستیم که درست برخلاف دستورات دینی واعتقادی ومنافع ملی ودرتضادبااخلاق ووجدان وانسانیت وجوانمردی گروهی مغرض وجاهل آب به آسیاب دشمن ریخته وبابرجسته کردن قومیت سعی درتخریب اقوام اصیل ایران وتفرقه دارند.البته ازگذشته درست همان 5منطقه هوشی که کردمانش دارای بهره هوشی بالایی هستند موردحمله بوده اند مثلا بدترین جوک ها درباره رشتی ها وترکها بوده درحالی که این عزیزان ازبهترین ونجیب ترین مردمان جهان هستند.سیستانی ها نیز ازآنجاکه مردمانی سخت کوش میباشندجداازپیشینه تاریخی وکشفیات شهرسوخته (جراحی مغزدر5هزارسال قبل وچشم مصنوعی درچندهزارسال پیش ونخستین خط کش جهان وانمیشن درچندهزارسال پیش و....درکنارجایگاه رستم ونقش یعقوب لیث صفاری وفرخی سیستانی و..)نجابت وخودساختگی ودلیری این قوم باعث حسدبرخی بوده است مثلا طرفداری ازدکترمصدق (ره)علاوه براینکه باعث کینه شاه وعلم وعدم پیگیری حق آبه سیستان ازهیرمند وقحطی درخشکسالی1342 گردیدباعث درگیری بین خودسیستانی ها وآوارگی مضاعف آنان گردید
این اتفاقات مرابران داشت تاتلاش کنم چهره واقی سیستان رامعرفی نمایم تاهم خودجوانان سیستانی وسایرین باپیشینه غنی وفرهنگ ورجاوندآشناترشوند.ازسیستانی هاانتظاردارم مطالب ونوشته ها وخاطرات ومطالب خودرابرام بفرستند وازغیرسیستانی ها توقع دارم وبلاگ رابه دیگران معرفی وهمگی تلاش کنیم عملکرد یک یاچندنفربه پای یک قوم وملت نوشته نشود.



بازدیدهای دیروز سایت : نفر
كل بازدیدهای سایت : نفر
بازدید این ماه سایت : نفر
بازدید ماه قبل سایت : نفر
تعداد نویسندگان سایت : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جهت آشنایی با بنیاد نیمروز کانون جهانی فرهیختگان سیستانی؛با همت سیستانیهای گلستان وبا تلاش محمدآذری مدیرمسئول روزنامه گلستان نو تشکیل گردید.برای آشنایی با فرهنگ سیستان؛آداب ورسوم سیستانیان؛عروسی سیستانی؛بزرگان سیستانی,دانشجویان سیستانی؛وبلاگ های سیستانی,سیستانیها در تهران وسیستانیهای مازندران وخراسان؛شهرسوخته زابل؛کوه خواجه؛یعقوب لیث صفاری؛رستم زابلی؛زابل؛هامون,سیستان وبلوچستان؛بازیهای سنتی سیستان؛غذای سیستانی؛خسو خسو؛کبدی و...جدول سیستانی؛زبان سیستانی,آگهی استخدام ودریافت نشریه نیمروز,روزنامه گلستان نو؛عضویت در فیس بوک سیستانیان و....
برچسب ها: sistan، sistanian، sistaniha، سیستان، سیستانیها، سیستانیان، بنیاد نیمروز؛سیستان وبلوچستان،
دنبالک ها: بنیاد نیمروز،
جهت آشنایی با بنیاد نیمروز کانون جهانی فرهیختگان سیستانی؛با همت سیستانیهای گلستان وبا تلاش محمدآذری مدیرمسئول روزنامه گلستان نو تشکیل گردید.برای آشنایی با فرهنگ سیستان؛آداب ورسوم سیستانیان؛عروسی سیستانی؛بزرگان سیستانی,دانشجویان سیستانی؛وبلاگ های سیستانی,سیستانیها در تهران وسیستانیهای مازندران وخراسان؛شهرسوخته زابل؛کوه خواجه؛یعقوب لیث صفاری؛رستم زابلی؛زابل؛هامون,سیستان وبلوچستان؛بازیهای سنتی سیستان؛غذای سیستانی؛خسو خسو؛کبدی و...جدول سیستانی؛زبان سیستانی,آگهی استخدام ودریافت نشریه نیمروز,روزنامه گلستان نو؛عضویت در فیس بوک سیستانیان و....
برچسب ها: sistan، sistanian، sistaniha، سیستان، سیستانیها، سیستانیان، بنیاد نیمروز؛سیستان وبلوچستان،
دنبالک ها: بنیاد نیمروز،
دوبیتی را در سیستان سیتک می نامند . دو گمان در باره ی ریشه و معنای این اصطلاح است ، گمان نخست آن است که سیتک را هم ریشه با " سیت " ها و سکاها بپنداریم و گمان دیگر این است که آن را برگرفته از واژه ی " سیت " به معنای ترانه بدانیم .افزون بر این سیستانیان به دو بیتی ، بیت نیز می گویند . در هر روی دوبیتی سرایی یا سیتک سرایی ، شیوه ای یله سرایی بوده است که نخست ، سراینده و سپس خواننده و خواهنده برای رهایی از مرزهای سنتی ی زندگی بر می گزیدند تا با رساترین ، کوتاه ترین و رهاترین واژگان ، شادمانی ها ، دل گرفتگی ها ، تنهایی ها ، غربت زدگی ها و عاشقانگی های خویش را در فشرده ترین ، یله ترین ، زلال ترین و قابل دسترس ترین قالب زبانی بریزند و رودرروی زندگی بایستند و با کوتاه ترین قالب بر سر زندگی فریادی بلند سر دهند . شاید برای همین است که کم تر می توان سیتک و ترانه ای را یافت که بتوان آن را آرام نجوا کرد و کم تر شوریده ای را پیدا کرد که هنگام سیتک خوانی بتواند بی فریادی ناخواسته سیتکی را بخواند . بر بنیاد همین باورهاست شاید که دوبیتی سرایی یا سیتک سرایی را بایستی مردمی ترین قالب شعر اقوام ایرانی نامید زیرا دوبیتی یا سیتک قالب برگزیده و زبان دل های شوریده ی طبقات فرودستی بوده است که از دیرباز تاریخ در لایه های زیرین زندگی نفس می کشیده اند و همواره نیز دردهای مشترک و بی شمارشان بر شادی های شان می چربیده است و دوبیتی انگار می آمده است تا در کنار زیستن و کار، یاری گرشان باشد تا دمی زیستن بدفرجام و گجسته را تاب آورند و توانی برای پی گرفتن زندگی داشته باشند. بر وارونه ی قالب های دیگر شعری که سرایندگان آنان شناخته شده ، چیزدان و سخنوران فن سالاری در گستره ی ادبیات هستند و شناسنامه ی مشخصی دارند ، سرایندگان بسیاری از این سیتک ها جز چند تن ، ناشناخته و گمنامند اما سیتک ها و ترانه ها چه با نام و چه بی نام هم چنان از دیاری به دیاری دیگر کوچیده اند و تا ژرفای زندگی ریشه دوانده اند . انگار نسیم زندگی در درازنای زیستن وظیفه ی پراکنده کردن تخم این سیتک ها را عهده دار بوده است ، بی آن که این سرایندگان گمنام چشم انتظار امیر زاده ای ، درباری و کاتبی برای ثبت در تاریخ و صله ی ناچیزی باشند ، تنها و تنها به نیاز دل های شورمنش خویش پاسخ می دادند و در پس پشت زندگی یله سرایی می کردند . دل های عاشقانی زندگی گریز ، دلدادگانی گمنام و شوریدگانی سر مست بهترین زیست گاه این دوبیتی ها و سیتک ها در درازنای زیستن بوده است .چوپان زادگان یله در دشت ها ، زنان شوی مرده ، مادران داغ دیده ، دخترکان ربوده شده ، برنایان عاشق پیشه ، نوازندگان دوره گرد ، برزگران ، نیزاریان و ... همه و همه حضوری زنده در جهان گسترده ی ترانه ها و سیتک ها دارند . شاید برای همین است که دوبیتی های اقوام ایرانی ، گاه با تغییری بسیار جزیی به شیوه ی شگفتی به هم نزدیک می شوند و جان مایه های مشترکی دارند . اگر از تاثیر و تکثیر این دوبیتی ها بگذریم شاید درد های مشترک ، شیوه ی زندگی مشترک ، غم ها و شادی های مشترک ، ابزار معیشتی مشترک و جغرافیای فرهنگی مشترک را بتوان یکی از دلایل بنیادین دوبیتی های هم جان و هم چهره ی آنان دانست زیرا بخشی از کارکرد این دوبیتی ها در زندگی اجتماعی اقوام ایرانی ریشه های همسانی دارد که یافتن صاحبان اصلی آنان را دشوار می کند .
از میان بیشتر قالب های سنتی شاید بتوان دو بیتی را کارکردی ترین قالب شعر اقوام ایرانی و یا حتا شعر پارسی نامید . قالبی که در میان طبقه ی فرودست جامعه ی ناهمگون ایرانی ، هم بار شعر را به دوش می کشیده است و هم ، بار موسیقی را . قالب دو بیتی را می توان جام جهان نمای دل های طبقات زیرین جامعه ی ایرانی نامید ، طبقاتی که نه تنها این قالب را برای جهان درونی خویش تنگ نمی یافتند بلکه چونان جام جهان نمایی نیز به او می نگریستند و در هر لحظه ای از زندگی نیز همراه شان می بردند تا با این جام جهان نما هم به نیاز ها و شوریدگی های خود پاسخ دهند و هم با یاری او، رو در روی ناملایمات زندگی و خستگی کار بایستند و توانی تازه برای ادامه ی زندگی بیابند. بی جهت نیست که دوبیتی و ترانه این گونه با زندگی اجتماعی ایرانیان درپیوند بوده است و چنین متنوع و پر کارکرد است . به گمان بنده کمتر قالبی را در شعر سنتی می یابیم که از چنین تنوع و رنگارنگی ای برخوردار باشد و بتواند بیشتر کهن باور های بشری را در جانش جای دهد و هر لحظه نیز در زندگی مردم حضور داشته باشد .
با نگاهی گذرا به شخصیت قالب دوبیتی ها و سیتک ها و نیز زبان بی پیچش و قابل دسترس این بزرگان ِکوچک و یا این کوچکان بزرگ ، می توانیم به راز ماندگاری آنان پی ببریم ، رازشگفتی که کم تر با ذهن و زبان طبقه ی چیزدان و فن سالار ادبیات ما سازگار بوده است و حتا در بسیاری جاها نیز با این ذهن و زبان زمخت و مکتب زده ناهمسو بوده است . ذهن و زبانی که تا پیش از انقلاب بزرگ نیما کوچک ترین گذر و غفلت از عناصر شناخته شده ی شعر را بزرگ ترین جرم بر می شمرده است چه رسد به عبور از خطوط قرمز وزن و قافیه ، اما با بررسی بسیاری از این سیتک ها در خواهیم یافت که سرایندگان ، خواسته و ناخواسته این خطوط قرمز را در سیتک سرایی ندیده می گرفتند و تنها در اندیشه ی بیان رنج ها و شادی های خویش می شدند چرا که ذهن و زبان این فرودستان جز با جان زلال و غیر اشرافی قالب سیتک و دوبیتی با هیچ قالب دیگری سازگار نبوده است .
بسیاری از سیتک های سیستانی افزون بر پرش های وزنی ، در بهره گیری از قافیه نیز هم سو با تعاریف شناخته شده ی سخن سنجان و منتقدان دیروز و امروز نیستند اما هم چنان سیطره ی خویش را با تمامی این کاستی ها بر موسیقی ، شعر و حتا پژوهش گران حفظ کرده اند و هر روز نیز خواهندگان تازه ای می یابند . حتا به گمان بنده با این که بسیاری از این سیتک ها، شعرهای کم مایه و کم ویژه ای هستند و کم تر به ساختار های زبانی ی گویش سیستانی تن می دهند اما از آن جایی که ریشه در زندگی مردم دارند حتا ناخواسته باعث تغییراتی در حنجره ی ساز ها و نیز لحن های موسیقیایی سیستانیان شده اند و گاه نیز از خطوط قرمز زبان گذشته و باعث بیماری زبانی شده اند . با این که امروز شاعران بسیاری به سیتک سرایی روی آورده اند اما استقبال مردم و نوازندگان هم چنان از سیتک ها وترانه های کهن بیشتر است . شاید بافت زبانی پیچیده ، دشواری تصاویر ، کم خونی ، عدم هم خوانی محتوای شعر ها با شخصیت و جان دو بیتی ، فشرده نگویی و پریشان جانی و نیز دشواری خواندن را بتوان از دلایل عدم استقبال مردم ، خوانندگان و نوازندگان دانست . با این همه ، دوبیتی امروز سیستانی نیز از خواب چندین ساله ی خویش برخاسته است و روندی نوگرایانه را در فرم و محتوا در پیش گرفته و چونان قالب های دیگر شهر نوپای سیستانی چشم به افق های دورتری دوخته است و هم پا با شعر امروز پارسی و اقوام دیگر ایرانی به پیش می رود و حتا، گاه به جان و زبان شناسنامه دار و شخصیت قابل قبولی نیز در این گستره ها رسیده است .ازدوبیتی سرایان و یا سیتک سرایان کهن سیستانی می توان " اُسینا " ( البته با کمی احتیاط ) ، " زینا" و " مَد علی " ( محمد علی ) را نام برد .
در پایان برای آشنایی دوست داران و خواهندگان شعر اقوام ایرانی ، برگردان و باز سرایی چند دوبیتی سیستانی را پیشکش می کنم .
۱ـ
پرسه داریِ پس از مرگ را نمی خواهم
چرا که مردگان را
به دیدار زندگان نیازی نیست.
آی باد !
امشب چرا سراغی از درختی تکیده نمی گیری ؟
۲ـ
دلم تنهاست
دل پریشانم تنهاست
ـ به تنهایی اندوه سرنایی ـ
باز می گشتی کاش .
چشم هایم را می گسترانم
در خیابانی که تو از آن بگذری و
گلی می شوم بر پیراهنت !
اگر که دوباره بیایی .
۳ـ
پریشانی ام را آرامشی نیست
چنان که شب های بی سرنوشتم را
بامدادی .
بهار سرگرم کوچیدن است
من
اما
هنوز زمستانم .
۴ـ
به بهانه ی لبان اناری ات
شبی خواهم آمد و
گیسوانت را شانه خواهم زد.
ـ اگر که بگذاری ـ
شباشب
در حوالی گیسویت
شانه ای خواهم شد و
تا پایان جهان خواهم زیست .
ـ اگر که بگذاری ـ
پیام سیستانی / نروژ
«آنکو طلبد نام نکو باید کردن// با دیو به روز اندر سیصد ره پیکار»
«آیی و گویی که بوسه خواهی؟ خواهم// کور چهخواهد بجز دو دیده روشن»
«از بن دندان بکند هرکه هست// آنچه بداناندر ما را رضاست»
«اگر اسکندر با شاه همسفر بودی// ز اسب تازی زود آمدی فرود به خر»
«اندر این ایام از نادرهها نادره است// پسری با پدر خویش موافق به سیر»
«ایدوست به یکسخن ز من بگریزی// خوی تو نبد به هر حدیثی تیزی// بد گشتی از آن که با بدان آمیزی// با دیگ بمنشین که سیه برخیزی»
«ایزد کند رحمت بر آن کس که او// رحمت کند بر مردم ممتحن»
«اینک همیرود که به هر قلعه برکشد// از کشته پشته پشته و از آتش علم علم»
«با دیگ بمنشین که سیه برخیزی// با بدان سر مکن که بد گردی»
«باز هم باز بود ورچه که او بسته بود// صولت بازی از باز فکندن نتوان»
«با وقت بود بسته همهکار و همهچیز// بیوقت بود کار بهسر بردن دشوار»
«برتر ز خویها خرد است و هنر// مردم بی این دوچیز نیاید به کار»
«بسا سپاه گرانا که در زمانه شدند// ز جنبش قلمی تار و مار و زیر و زبر»
«بسا کسا که به امید آنکه به یابد// شکر ز دست بیفکند و بر گرفت شرنگ»
«بس کسا کاندر گهر و اندر هنر دعوی کند// همچو خر در یخ بماند چون گَهِ برهان بود»
«بسیار بخوردند و نبردند گمانی// کز خوردن بسیار شود مردم بیمار»
«بلی آنچه خواهد رسیدن به مردم// دهد دل بدان هر زمانی گواهی»
«به اختیار، کس از یار خویش دور شود؟// به روز وصل کسی آرزو کند هجران؟»
«به زبان و به دل زبردستی// مرد چون بنگری دل است و زبان»
«به فضل و خوی پسندیده جست باید نام// دگر به دادن نان و به بذل کردن زر»
«به نهاد و خوی و صورت به پدر ماند راست// پسر آنست پدر را که بماند به پدر»
«پسر کو چون پدر باشد ستایش را سزا باشد»
«پسر که دانا باشد بر از پدر بخورد// بخاصه از پدر پیشبین دولتیار»
«پی نام و ناناند خلق زمانه// تو مر خلق را مایهٔ نام و نانی»
«تا با تو به صلح گشتم ای مایهٔ جنگ// گردد دل من همی ز بترویان تنگ// امروز که آفتاب دارم در چنگ// نه شگفت گر از ستارگان دارم ننگ»
«تا کی بود بهانه و تا کی بود عتاب// این عشق نیست جانا جنگ است و کارزار»
«تو کریم و پسران همچو تو باشند کریم// به شجر باز شود نیک و بد هر ثمری»
«تو ندانی که مرا کارد گذشتهاست از گوشت// تو ندانی که مرا کار رسیدهاست به جان»
«جهان را به شمشیر هندی گرفت// به شمشیر باید گرفتن جهان»
«چنان چون بگویند اندر مثلها// که پهلوی هر گل نهادست خاری»
«چو دل دادم آنگه سوی دل گرایم// تن آنجا گراید کجا دل گراید»
«چو روزگار بود، کار چون نگار کند// بروزگار توان کرد کارها چو نگار»
«چون با یاران خشم کنی جان پدر// بر من ریزی تو خشم یاران دگر// دانی که منم زبونتر و عاجزتر// پالان بزنی چو برنیایی با خر»
«چیزی که همیدانی بیهوده چهپرسی// گفتار چهباید که همی بینی کردار»
«خشم شاه آتش تیز است و بداندیش چو موم// موم هرجای که آتش بود افتد بگداز»
«دشمن خواجه به بال و پر مغرور مباد// که هلاک و اجل مورچه اندر پر اوست»
«دل مردم به نکوکار توان برد ز راه// بر نکوکاری هرگز نکند خلق زیان»
«دیدم شمار و بوسه ندیدم همی به چشم// بی می مرا از آن چه ندیدم خمار کرد»
«ز بسیار اندکی را او نموده// دلیل است اندکی او را ز بسیار»
«سخن راست توان دانست از لفظ دروغ//باد نوروزی پیدا بود از باد خزان»
«سخنشناسان بر جود او شدند یقین// کجا یقین بود آنجا به کار نیست گمان»
«سه بوسه مرا از تو وظیفه است ولیکن// آگاه نئی کز پس هربوسه کناری است»
«شرف و قیمت و قدر تو به فضل و هنر است// نه به دیدار و به دینار و به سود و به زیان»
«شیر هم شیر بود گر چه به زنجیر بود// نبرد بند و قلاده شرف شیر ژیان»
«صدبار ز من شنیده بودی کم و بیش// کایزد همه را هرچه کنند آرد پیش»
«طعن دگر بدو نتواند زدن عدو// جز آنکه ژاژ خواید و گوید که نیست پیر// ابلیس پیر بود بیندیش تا چهکرد// بگزید بر بهشت خدا آتش سعیر»
«قدر گهر جز گهرفروش نداند// اهل ادب را ادیب داند مقدار»
«کار سره و نیکو به درنگ برآید// هرگز به نکویی نرسد مرد سبکسار»
«کار گیتی همه بر فال نهادهاست خدای// خاصه فالی که زند چاکر و چون من چاکر»
«کس را به جهان چون پسر تو پسری نیست// آهوبچه کی باشد چون بچه ضیغم»
«کس نیاید به هیچ روی و نیافت// نیکنامی به زرق و حیله و فن»
«کسی که لاله پرستد به روزگار بهار// ز شغل خویش بماند به روزگار خزان»
«کسی که نام بزرگی طلب کند نه شگفت// که کوه زر به بر چشم او نماید کاه»
«کند جای چون سوزن اندر حریر// سنان تو در غیبه کرگدن»
«گرچه بسیار بماند به نیام اندر، تیغ// نشود کند و نگردد هنر تیغ نهان»
«گر سخن گوید، آب سخن ما برود// بشود نور ستاره چو برآید مهتاب»
«گریزنده گشتست بخل از کفاش// کفاش قل اعوذ است و بخل اهرمن»
«گفت گَهِ فردا دهمت من سه بوس// فرخی، امید به از پیشخورد»
«گفتم چگونه بگذرد از درقه روز جنگ// گفتا چنان کجا سر سوزن ز پرنیان»
«گفتم ز بهر بوسه جهانی دگر مخواه// گفتا بهشت را نتوان یافت رایگان»
«گویند که معشوق تو زشت است و سیاه// گر زشت و سیاه است مرا نیست گناه// من عاشقم و دلم بدو گشته تباه// عاشق نبود زعیب معشوق آگاه»
«مخالفان را یکروز روزگار مده// که اژدها شود ار روزگار یابد مار»
«مرد بخرد هرچه بخواهد به کف آرد// چیزی ندهد به ز خرد ایزد دادار»
«مرد را اول بزرگی نفس باید پس نسب// هست اندر ذات او این هردو معنی آشکار»
«مردمان را خرد و رای بدان داد خدای// تا بدانند بد از نیک و سرود از قرآن»
«مردم یافهسخن را نتوان بست دهان»
«ملوک را قلم و تیغ برترین سهم است// بترسد از قلم و تیغ شیر شرزه نر»
«ملوک را گَه و بی گاه پیش دشمن خویش// قلم به منزله لشکری بود بی مر»
«میر همچون پدر آمد به سرشت و به نهاد// تخم چون نیک بود نیک پدید آید بر»
«نبود چاره حسودان دغا را ز حسد// حسد آنست که هرگز نپذیرد درمان»
«نه مرا خوش بنوازی نه مرا بوسه دهی// این سخن دارد جانا به دگر کوی دری»
«یاری بودی سخت به آیین و به سنگ// همسایه تو بهانه جوی و دلتنگ// این خو تو از او گرفتهای ای سرهنگ// انگور ز انگور همیگیرد رنگ»
کلمات مرتبط:سیستان،سیستانیها،سیستانیهادرگلستان،سیستانی های مازندران،سیستانیهادرتهران،سیستانیهای کرمان،عکس،ایران باستان،گلستان نو،نیمروز،مطبوعات سیستان،نشریات گلستان،خبرنگاران،تکر
جراحی چشم و انیمیشن در شهر سوخته
پزشكان شهر سوخته نه تنها از علومی چون شكسته بندی آگاه بوده اند ،بلكه می توانسته اند به اجرای عمل جراحی مغز و چشم دست بزنند.
شهر سوخته (Burned City) (shahr-i-sokhta) در 56 کیلومتری زابل در استان سیستان و بلوچستان و در حاشیه جاده زابل – زاهدان امروز واقع شده است. این شهر در 3200سال قبل از میلاد (5200 سال پیش) پایه گذاری شده و مردم در چهار دوره بین سالهای 3200 تا 1800 قبل از میلاد در آن سکونت داشته اند.
در بررسیهای منطقهای در اطراف شهر سوخته بستر رودخانههای مختلف و آبراههایی پیدا شده که به مزارع کشاورزی این شهر آب میرسانده و مردم را به کشت و زرع ترغیب می کرده است. در جریان حفاریهای شهر سوخته مشخص شد که احتمالا با توجه به صنعتی بودن و وجود کارگاههای صنعتی ساخت سفال و جواهرات در این منطقه، ساکنان شهر سوخته از درختان موجود در طبیعت محوطه برای سوخت استفاده میکرده اند.
جام سفالینی که نقش یک بز کوهی در حال حرکت به سوی درخت در چند مرحله را نشان می دهد به اذعان بسیاری از متخصصین اولین انیمیشن و تصویر متحرک شناخته شده در جهان به حساب می آید
شهر سوخته مرکز بسیاری از فعالیتهای صنعتی و هنری بوده، و نمونههای جالب و بدیعی از زیورآلات در آنجا به دست آمده است. باستان شناسان با یافتن مهرهها و گردنبندهایی از لاجورد و طلا در یک گور درباره روشهای ساخت ورقهها و مفتولهای طلایی به تحقیق پرداختند و دریافتند صنعتگران شهر سوخته با ابزار بسیار ابتدایی ابتدا صفحههای طلایی بسیاز نازک به قطر کمتر از یک میلیمتر تهیه کرده و بعد آنها را به شکل لولههای استوانهای درمی آوردند و پس از اتصال دو سوی ورقهها به یکدیگر مهرههای سنگ لاجورد را در میان آن قرار میدادند. در شهرسوخته انواع سفالینهها و ظروف سنگی، معرق کاری، انواع پارچه و حصیر یافت شده که معرف وجود چندین نوع صنعت، به ویژه صنعت پیشرفته پارچه بافی در آنجاست. تاکنون 12نوع بافت پارچه یکرنگ و چند رنگ و قلاب ماهیگیری در شهر سوخته به دست آمده و مشخص شده مردم این شهر با استفاده از نیزارهای باتلاقهای اطراف هامون سبد و حصیر نیز میبافتند و از این نیها برای درست کردن سقف هم استفاده میکردند. جام سفالینی که نقش یک بز کوهی در حال حرکت به سوی درخت در چند مرحله را نشان می دهد به اذعان بسیاری از متخصصین اولین انیمیشن و تصویر متحرک شناخته شده در جهان به حساب می آید. هنرمندان شهر سوخته به زیبایی تصویر حرکت یک بز به سوی درخت را به نحوی بر روی سفال طراحی کرده اند که با چرخاندن جام این بز به حرکت در آمده و به سوی درخت می شتابد و این نسخه ابتدایی کاری است که امروزه بشر تحت عنوان انیمیشن و پویا نمایی انجام می دهد.
شهر سوخته بدون شك جز شهرهای بسیار پیشرفته زمان خود بوده است. این نكته نه تنها در بقایای آثار معماری و كارهای ظریف دستی وصنعتی دیده می شود بلكه در سازمان دهی اجتماعی شهر نیز دیده می شود. در اولین دوره کاوش در شهر سوخته کوچهها و خانههای منظم، لوله کشی آب و فاضلاب با لولههای سفالی پیدا شد که نشان دهنده وجود نوعی برنامه ریزی و سازماندهی شهری در این شهر است.
دانش پزشكی هم در شهر سوخته در حد شگفت انگیزی پیشرفت کرده بود تا آن حد كه پزشكان این شهر نه تنها از علومی چون شكسته بندی آگاه بوده اند ،بلكه می توانسته اند به اجرای عمل جراحی مغز دست بزنند. اسکلتی از یک دختر در گورستان این شهر به دست آمده است که جای شکستن و ترمیم مجدد استخوان جمجمه کاملا روی آن مشخص است. همچنین بقایای جمجمه ای دیگر با چشم مصنوعی از گورستان این شهر به دست آمده که نشان می دهد پزشکان این شهر به کار جراحی چشم هم وارد بوده اند.
دانش پزشكی هم در شهر سوخته در حد شگفت انگیزی یشرفت کرده بود تا آن حد كه پزشكان این شهر نه تنها از علومی چون شكسته بندی آگاه بوده اند ،بلكه می توانسته اند به اجرای عمل جراحی مغز دست بزنند
از سوی دیگر پیدا شدن تنها لوح نوشته دوران آغاز ایلامی این شهر،همراه با آثار مهرهای ایلامی ، نشان از ارتباطات تجاری و كنترل اقتصادی منطقه از سوی این جامعه دارد .
شهرسوخته زابل شهری پنج هزارساله در دل كویر است كه نهان شدن اسرار نهفتهاش در هر فصل كاوش، باستانشناسان و مردم دنیا را حیرت زده به سوی خود جلب میكند.
براساس آثار موجود و مكشوفه باستانی، سرزمین سیستان و بخصوص شهر سوخته از گذشتههای دور دارای تمدن فرهنگی بسیار شكوفا بوده است.
اندك شهرهای باستانی شامل شوش، تپه ملیان در ایران و موهنجارو در پاكستان تنها از لحاظ قدمت با شهرسوخته زابل برابری دارند.
شهرسوخته زابل از پنج بخش شامل، گورستان، منطقه مسكونی، بناهای یادمانی، صنعتی و بخش مركزی تشكیل شده است.
ساكنان شهرسوخته درپنج هزارسال قبل مواد اولیه ساخت جواهرات را از نقاط دوردستی ازجمله بدخشان افغانستان و خراسان به صورت خام به این مكان وارد میكردند.
درشرایط حاضر كه نزدیك به دو هزار سال از پایان اسقرار انسان در شهرسوخته زابل گذشته است انواع سفالینهها و ظروف سنگی كه بعضاً شكسته هستند را میتوان درسطح محوطه وسیع این شهر پیدا كرد.
ساكنان شهر سوخته به علت همراه گذاشتن اشیا، ابزار كار، موادغذایی وآرایشی در گور مردگانشان به زندگی پس از مرگ اعتقاد داشتهاند.
توانمندیهای منحصر به فرد شهرسوخته از لحاظ دادههای باستان شناسی بویژه آثارانسانی، جانوری و گیاهی زمینه مناسب رابرای ایجاد پایگاهای متنوع دراین شهر فراهم كرده است.
كشف زیره، گشنیز، تخته بازی شبیه شطرنج، دستور پخت پنج نمونه غذا و به خصوص انیمیشن از دیگر یافتههای فصل گذشته و امسال كاوش در شهرسوخته است.
طی فصول كاوش ابزارجنگی كه بتوان ساكنان شهرسوخته را ساكنانی جنگجو دانست یافت نشده است
كاوش، باستانشناسان و مردم دنیا را حیرت زده به سوی خود جلب میكند.
براساس آثار موجود و مكشوفه باستانی، سرزمین سیستان و بخصوص شهر سوخته از گذشتههای دور دارای تمدن فرهنگی بسیار شكوفا بوده است.
اندك شهرهای باستانی شامل شوش، تپه ملیان در ایران و موهنجارو در پاكستان تنها از لحاظ قدمت با شهرسوخته زابل برابری دارند.
شهرسوخته زابل از پنج بخش شامل، گورستان، منطقه مسكونی، بناهای یادمانی، صنعتی و بخش مركزی تشكیل شده است.
ساكنان شهرسوخته درپنج هزارسال قبل مواد اولیه ساخت جواهرات را از نقاط دوردستی ازجمله بدخشان افغانستان و خراسان به صورت خام به این مكان وارد میكردند.
درشرایط حاضر كه نزدیك به دو هزار سال از پایان اسقرار انسان در شهرسوخته زابل گذشته است انواع سفالینهها و ظروف سنگی كه بعضاً شكسته هستند را میتوان درسطح محوطه وسیع این شهر پیدا كرد.
ساكنان شهر سوخته به علت همراه گذاشتن اشیا، ابزار كار، موادغذایی وآرایشی در گور مردگانشان به زندگی پس از مرگ اعتقاد داشتهاند.
توانمندیهای منحصر به فرد شهرسوخته از لحاظ دادههای باستان شناسی بویژه آثارانسانی، جانوری و گیاهی زمینه مناسب رابرای ایجاد پایگاهای متنوع دراین شهر فراهم كرده است.
كشف زیره، گشنیز، تخته بازی شبیه شطرنج، دستور پخت پنج نمونه غذا و به خصوص انیمیشن از دیگر یافتههای فصل گذشته و امسال كاوش در شهرسوخته است.
کلمات مرتبط:سیستان،سیستانیها،سیستانیهادرگلستان،گلستان ،گلستان نو،نیمروز،شهرسوخته،زابل،آذری،تکر،دانشجویان سیستانی،بزرگان سیستان
شهرسوخته زابل شهری پنج هزارساله در دل كویر است كه نهان شدن اسرار نهفتهاش در هر فصل كاوش، باستانشناسان و مردم دنیا را حیرت زده به سوی خود جلب میكند.
براساس آثار موجود و مكشوفه باستانی، سرزمین سیستان و بخصوص شهر سوخته از گذشتههای دور دارای تمدن فرهنگی بسیار شكوفا بوده است.
اندك شهرهای باستانی شامل شوش، تپه ملیان در ایران و موهنجارو در پاكستان تنها از لحاظ قدمت با شهرسوخته زابل برابری دارند.
شهرسوخته زابل از پنج بخش شامل، گورستان، منطقه مسكونی، بناهای یادمانی، صنعتی و بخش مركزی تشكیل شده است.
ساكنان شهرسوخته درپنج هزارسال قبل مواد اولیه ساخت جواهرات را از نقاط دوردستی ازجمله بدخشان افغانستان و خراسان به صورت خام به این مكان وارد میكردند.
درشرایط حاضر كه نزدیك به دو هزار سال از پایان اسقرار انسان در شهرسوخته زابل گذشته است انواع سفالینهها و ظروف سنگی كه بعضاً شكسته هستند را میتوان درسطح محوطه وسیع این شهر پیدا كرد.
ساكنان شهر سوخته به علت همراه گذاشتن اشیا، ابزار كار، موادغذایی وآرایشی در گور مردگانشان به زندگی پس از مرگ اعتقاد داشتهاند.
توانمندیهای منحصر به فرد شهرسوخته از لحاظ دادههای باستان شناسی بویژه آثارانسانی، جانوری و گیاهی زمینه مناسب رابرای ایجاد پایگاهای متنوع دراین شهر فراهم كرده است.
كشف زیره، گشنیز، تخته بازی شبیه شطرنج، دستور پخت پنج نمونه غذا و به خصوص انیمیشن از دیگر یافتههای فصل گذشته و امسال كاوش در شهرسوخته است.
طی فصول كاوش ابزارجنگی كه بتوان ساكنان شهرسوخته را ساكنانی جنگجو دانست یافت نشده است
كاوش، باستانشناسان و مردم دنیا را حیرت زده به سوی خود جلب میكند.
براساس آثار موجود و مكشوفه باستانی، سرزمین سیستان و بخصوص شهر سوخته از گذشتههای دور دارای تمدن فرهنگی بسیار شكوفا بوده است.
اندك شهرهای باستانی شامل شوش، تپه ملیان در ایران و موهنجارو در پاكستان تنها از لحاظ قدمت با شهرسوخته زابل برابری دارند.
شهرسوخته زابل از پنج بخش شامل، گورستان، منطقه مسكونی، بناهای یادمانی، صنعتی و بخش مركزی تشكیل شده است.
ساكنان شهرسوخته درپنج هزارسال قبل مواد اولیه ساخت جواهرات را از نقاط دوردستی ازجمله بدخشان افغانستان و خراسان به صورت خام به این مكان وارد میكردند.
درشرایط حاضر كه نزدیك به دو هزار سال از پایان اسقرار انسان در شهرسوخته زابل گذشته است انواع سفالینهها و ظروف سنگی كه بعضاً شكسته هستند را میتوان درسطح محوطه وسیع این شهر پیدا كرد.
ساكنان شهر سوخته به علت همراه گذاشتن اشیا، ابزار كار، موادغذایی وآرایشی در گور مردگانشان به زندگی پس از مرگ اعتقاد داشتهاند.
توانمندیهای منحصر به فرد شهرسوخته از لحاظ دادههای باستان شناسی بویژه آثارانسانی، جانوری و گیاهی زمینه مناسب رابرای ایجاد پایگاهای متنوع دراین شهر فراهم كرده است.
كشف زیره، گشنیز، تخته بازی شبیه شطرنج، دستور پخت پنج نمونه غذا و به خصوص انیمیشن از دیگر یافتههای فصل گذشته و امسال كاوش در شهرسوخته است.
کلمات مرتبط:سیستان،سیستانیها،سیستانیهادرگلستان،گلستان ،گلستان نو،نیمروز،شهرسوخته،زابل،آذری،تکر،دانشجویان سیستانی،بزرگان سیستان
یک بانوی شاعره سیستانی که روزنامه قدس بااومصاحبه کرده است(برای مشاهده اصل مطلب وعکس شاعره ره سایت روزنامه قدس بروید)
گفتگو با شاعر قرن پایانی کوچه ها؛ مثنوی را دوست دارم
راضیه طباطبایی یکی از فرهنگیان فعال و موفقی است که علاوه بر تدریس و تحقیق در زمینه ادبیات فارسی و عرب، شعر را هم نیکو می سراید و مجموعه اشعار او حاوی اشعار اجتماعی و مثنوی های اجتماعی و عرفانی است.
وی در معرفی خود می گوید: من راضیه حسینی طباطبایی هستم. تحصیلاتم را در دانشگاه تربیت معلم زاهدان در رشته ادبیات فارسی شروع کردم و سپس مقطع کارشناسی ارشد ادبیات فارسی را در مشهد گذراندم. از سال 1368 به عنوان دبیر ادبیات در دبیرستانهای خراسان و به ویژه مشهد و سپس در دانشگاه آزاد و پیام نور و همچنین مراکز آموزش عالی استان به تدریس مشغول شدم. مدتی هم در مدارس ایرانی خارج از کشور به تدریس زبان فارسی پرداخته ام.
وی می افزاید: مجموعه شعری دارم به نام «قرن پایانی کوچه ها» که در پاییز 1377 به چاپ رسیده است و چندین مقاله هم در زمینه های مختلف ادبی نوشته ام که در نشریات ادبی چاپ شده است. اخیراً هم چند داستان کوتاه از نویسندگان معاصر عربی از قبیل «محمود تیمور» و «داعوق» را به فارسی ترجمه کرده ام که پس از تکمیل، آنها را به صورت کتاب چاپ خواهم کرد و مجموعه شعر دیگری هم در قالب های مختلف از جمله غزل پست مدرن دارم که هنوز آنها را برای چاپ گزینش و آماده نکرده ام.
بیشتر سروده های شما عارفانه و در قالب مثنوی است، تصمیم ندارید آنها را به صورت جداگانه چاپ کنید؟
اگر قرار باشد مجموعه دوم اشعارم را چاپ کنم، شاید بیشتر آنها در قالب مثنوی باشد، چون من قالب مثنوی را بسیار به غزل نزدیک می بینم، با این مزیت که در بحث قافیه دست شاعر بازتر است و راحت تر می تواند مطالب خود را بیان کند، چرا که دغدغه درگیر شدن با قافیه را ندارد و به همین دلیل قالب مورد علاقه من مثنوی است.
شاید مطالعه و تحقیق شما در زمینه اشعار مولانا نیز به همین دلیل باشد؟
کار تخصصی من بعد از ادبیات که به صورت عمومی کار می کنم، مطالعه در زمینه اشعار مولانا است و بعضی از جلسات خصوصی هم در تفسیر اشعار مولانا داریم، چرا که من مولانا را پرچمدار عرفان وجدی و ذوقی در ایران می دانم و در جهان نیز به عنوان نماینده عرفان بسیار شهرت دارد و لازم است که ما بیشتر به این شاعر بزرگ بپردازیم.
چرا رشته ادبیات فارسی بیشتر مورد توجه دختران است و پسرها تمایلی به انتخاب این رشته ندارند، به نظر شما چه مشکلاتی در امر تحصیلی جوانان وجود دارد؟
مشکلی که در مورد رشته های دانشگاهی بخصوص در رشته ادبیات فارسی وجود دارد، بحث اشتغال است، چون در این رشته پس از دانش آموخته شدن بازارکاری وجود ندارد و پسرها تمایل دارند به سمت رشته هایی بروند که در اجتماع با اقبال بیشتری رو به رو می شود.
به طور کلی مشکلات جوانان بویژه دختران جوان در امر تحصیل مانند همه جای دنیاست و بحث اشتغال در جامعه، عامل مهمی است که می تواند در ایجاد انگیزه و یا عدم آن مؤثر باشد. بسیاری از جوانان هر چند در امر تحصیل و کسب مدارک و مدارج علمی موفق هستند، اما در بعد اجتماعی دچار سرخوردگی می شوند، به علت اینکه نمی توانند شغلی متناسب با مدرک علمی خود به دست آورند. نیازمندی های مادی اولیه آنان در حین تحصیل و یا پس از آن، مشکلات اقتصادی، اجتماعی و پیامدهای آن و امر ازدواج همه از عوامل بازدارنده محسوب می شوند، البته علی رغم همه این موانع، ما در دانشگاهها و مراکز علمی شاهد تلاش و کوشش های بی وقفه جوانان هستیم و آرزومندیم هر چه زودتر عوامل رکود از میان برداشته شود.
شما ویژگی یک زن موفق را چگونه ارزیابی می کنید؟
به نظر من تحصیل و پژوهش و پیشرفت های علمی در زندگی اجتماعی و فردی زنان مؤثر است، اما به همان اندازه هم باید توجه خود را به امر خانواده و تربیت فرزندان معطوف داریم، زیرا زنانی موفق محسوب می شوند که بتوانند با نقش آفرینی مثبت هیچ بعدی از ابعاد شخصیتی خود را محمل و خاموش نگذارند، چون جامعه همان گونه که به فرهیختگان و دانشمندان نیازمند است، به خانواده های سالم و شاد نیز نیاز دارد و زنان باید با درایت بین این دو مقوله هماهنگی ایجاد کنند و لازمه اش کسب مهارتهایی است که باید در مدرسه و دانشگاه و در نهاد خانواده به آن توجه کافی مبذول داشت.
کلمات مرتبط:سیستان،شعرسیستان،بزرگان سیستان،موسیقی سیستان،سیستانیهادرخراسان،سیستانیها،نیمروز،شهرسوخته،زابل،گلستان نو،
کلمات کلیدی ومرتبط:طوایف سیستان.طایفه ته کر.طایفه ته کردرگلستان.فامیل تکردرزابل وزاهدان.اقوام سیستان وبلوچستان.فرهنگ سیستان .سیستان زادگاه دلیران.شهرسوخته وتمدن کهن بشری
برخی از مورخان بنای سیستان را چهار هزار سال قبل از بعثت و بدست گرشاسب نوشته اند ، مولف ناشناخته تاریخ سیستان در قرن پنجم هجری مینویسد : اما بنا کردن سیستان بدست گرشاسب آنروز بود که چون ضحاک به عجم مستولی شد و خواست آزادگان جهان را همی کشد ! گرشاسب حکما و منجمان را طلب نمود و دانایان را جمع کرد ، درباره ساختن حصاری که بر حسب مزاج سرزمین ، از سایر مواضع که دست تصرف غیر به او میرسد ممتاز باشد و به ساعتی موافق بنا شود ، لذا اکثر بلاد و اقطار را پیموده تا بالاخره حصار سیستان را انتخاب و طرح نمود و مدتها از شر جادوی ضحاک ایمن بود .
آنچه امروز آنرا نیمروز ، سیستان و زابل میخوانیم در نگرش به تاریخ گذشته جهان ( حدود سال ۱۲۸ میلادی ) از نام سکاها که نخستین اقوام ایرانی بودند و در این دیار سکونت داشتند گرفته شده است و با اینکه این نام به شکلهایی گوناگون ثبت گردیده اما ریشه همه آنها حکایت از رشادت و جوانمردی ساکنان این سرزمین دارد .
بیشتر مورخان در اینکه نام سیستان برگرفته از سند معتبر تاریخی ذیل است هم نظرند :
اما اینجا را از آن سیستان گویند که ضحاک شبی مهمان بود و به نزدیک گرشاسب و عادت او آن بود که به شبستان رفتی و شراب با زنان خوردی و بدان روزگار سرای زنان را شبستان گفتندی ، آن شب نیز بر آن عادت دیرین خویش را از گرشاسب امیر سیستان تقاضا کرد که شبستان خواهم تا در آنجا شراب خوشتر خورم ، گرشاسب عادت وی را دانسته بود و گفت : اینجا سیوستان است نه شبستان (( بدان روزگار سیو مردان مرد را گفتندی و سیستان بدان گویند که همیشه آنجا مردان مرد باشد و مردی مرد میباید تا از آنجا بگذرد )) و چون این سخن گفته شد ضحاک شرمناک شده و گفت : ای پهلوان راست میگویی ما به سیوستانیم نه به شبستان ........! از آن پس اینجا را سیستان گویند به یک حرف کمتر که" واو " است بایاری سرزمین مهروافتاب .کلمات مرتبط:سیستان.گلستان،سیستانی های گلستان،گلستان نو،ایران باستان،نیمروز،هامون،تکر،تاکر،اقوام سیستان،خبرگزاری،دانشگاه،
برخی از مورخان بنای سیستان را چهار هزار سال قبل از بعثت و بدست گرشاسب نوشته اند ، مولف ناشناخته تاریخ سیستان در قرن پنجم هجری مینویسد : اما بنا کردن سیستان بدست گرشاسب آنروز بود که چون ضحاک به عجم مستولی شد و خواست آزادگان جهان را همی کشد ! گرشاسب حکما و منجمان را طلب نمود و دانایان را جمع کرد ، درباره ساختن حصاری که بر حسب مزاج سرزمین ، از سایر مواضع که دست تصرف غیر به او میرسد ممتاز باشد و به ساعتی موافق بنا شود ، لذا اکثر بلاد و اقطار را پیموده تا بالاخره حصار سیستان را انتخاب و طرح نمود و مدتها از شر جادوی ضحاک ایمن بود .
آنچه امروز آنرا نیمروز ، سیستان و زابل میخوانیم در نگرش به تاریخ گذشته جهان ( حدود سال ۱۲۸ میلادی ) از نام سکاها که نخستین اقوام ایرانی بودند و در این دیار سکونت داشتند گرفته شده است و با اینکه این نام به شکلهایی گوناگون ثبت گردیده اما ریشه همه آنها حکایت از رشادت و جوانمردی ساکنان این سرزمین دارد .
بیشتر مورخان در اینکه نام سیستان برگرفته از سند معتبر تاریخی ذیل است هم نظرند :
اما اینجا را از آن سیستان گویند که ضحاک شبی مهمان بود و به نزدیک گرشاسب و عادت او آن بود که به شبستان رفتی و شراب با زنان خوردی و بدان روزگار سرای زنان را شبستان گفتندی ، آن شب نیز بر آن عادت دیرین خویش را از گرشاسب امیر سیستان تقاضا کرد که شبستان خواهم تا در آنجا شراب خوشتر خورم ، گرشاسب عادت وی را دانسته بود و گفت : اینجا سیوستان است نه شبستان (( بدان روزگار سیو مردان مرد را گفتندی و سیستان بدان گویند که همیشه آنجا مردان مرد باشد و مردی مرد میباید تا از آنجا بگذرد )) و چون این سخن گفته شد ضحاک شرمناک شده و گفت : ای پهلوان راست میگویی ما به سیوستانیم نه به شبستان ........! از آن پس اینجا را سیستان گویند به یک حرف کمتر که" واو " است بایاری سرزمین مهروافتاب .
جنوب استان که وسعت متنوع اش را با دریای عمان گره زدهاست. این وادی دارای طبیعتی کوهستانی میباشد. مناطق جنوبی استان با توجه به مجاورت با دریای عمان و بهره گیری از بادهای موسمی اقلیم متفاوتی دارند. بالا بودن میانگین دما و پایین بودن نوسانات آن از مشخصههای اساسی اقلیم منطقهاست. با توجه به پایین بودن بارش و عدم وجود منابع برفی کوهستانی اکثر جریانات رودخانهای، موقتی و فصلی بوده و در بخش وسیعی از استان منابع محدود آبهای زیر زمینی تنها امکانات تأمین آب بشمار میآیند. وجود مخروط آتشفشانی تفتان با ۳۹۴۱ متر ارتفاع در شمال بلوچستان مرکزی، شرایط اقلیمی متنوع و جالبی را فراهم آوردهاست (۱). با توجه به دوره آماری ۱۳۷۵- ۱۳۵۹ میانگین بارش سالیانه استان ۸/۱۳۹ میلی متر و میانگین دمای سالیانه ۶/۲۲ درجه سانتی گراد، میباشد (۲). از لحاظ تقسیمات کشوری استان دارای ۸ شهرستان، ۳۲ بخش، ۳۰ شهر، ۹۴ دهستان و حدود ۶۳۰۰ آبادی میباشد.وسعت استان و تنوع آب و هوایی، موجب بروز تنوع در پوشش گیاهی و غنای منابع طبیعی تجدید شونده گردیدهاست. حدود ۵۵ درصد از کل مساحت استان معادل ۰۰۰/۲۵۰/۱۰ هکتار را مراتع در برگرفتهاست که ۳۰۰ هزار هکتار مراتع خوب ، ۷۵۰ هزار هکتار مراتع متوسط و ۲/۹ میلیون هکتار مراتع فقیر و خیلی فقیر میباشد. وجود تالاب هامون و امکان تولید علوفه نی و بونی در سطح ۰۰۰/۱۵۰ هکتار با تولید متوسط حداقل ۶ تن در هکتار علوفه خشک (در مواقع غیر خشکسالی) از سرمایههای مهم منطقه به شمار میرود. در استان بیش از ۱۲۰۰ گونه گیاهی که حدود ۷۰ گونه آن دارای ارزش دارویی و صنعتی میباشد شناخته شدهاست. از جمله میتوان گونههای کهور، کنار، بنه، بادام، جش و گز روغن را نام برد. مساحت جنگلهای استان که عمدتاً نیمه متراکم و کم تراکم هستند قریب به یک میلیون هکتار میباشد. همچنین حدود ۳/۶ میلیون هکتار را بیابان و شنزار در بر گرفتهاست.
مکان های تاریخی و مذهبی
استان سیستان و بلوچستان از مکان های تاریخی و دیدنی زیادی برخوردار است. باغ های مركبات ایرانشهر، پارک تفتان، پارک جنگلی بمپور، پناهگاه حیات وحش، جنگل های نخل، انواع چشمه های آب گرم، رودخانه سرباز و تمساح های آن، غارتیس، غاركوه پیرک، كوه تفتان، گردشگاه های كشمان، گردشگاه مالیه – گوربند، منطقه حفاظت شده بزمان و گل فشان های طبیعی استان از مهم ترین جاذبه های طبیعی سیستان و بلوچستان است. آتشكده كركوی، بنای امام زاده های متعدد، تپه های باستانی و با ارزش، شهرهای تاریخی، قلعه های باستانی، مسجدهایی با ارزش معماری بالا به همراه جاذبه های دیگرچون: صنایع دستی جذاب، موسیقی جالب وشنیدنی، مردمانی با فرهنگ ها و قومیت های مختلف از مهم ترین و جذاب ترین دیدنی های استان سیستان و بلوچستان است.
قلعه سیب سراوان
بقایای آتشکده کرکویه • قلعه سیب سراوان • تخت عدالت • کوه خواجه • زاهدان کهنه • سه کوهه • شهر سوخته • دهانه غلامان • قلعه رامرود • قلعه خاش • قلعه مچی • قلعه سام • قلعه تپه • قلعه رستم • قلعه کهک کهزاد • چاه نیمه • آرامگاه خواجه غلطان • زیارتگاه بیبی دوست و قلعه کافرها واقع در کوه خواجه ,قلعه زاهدان(زاهدها) .
سرزمین اساطیری سیستان و بلوچستان از دو ناحیه شمال و جنوب تشکیل شدهاست. سیستان امروزی که قسمت شمالی استان را در برمی گیرد، در کتاب اوستا، یازدهمین سرزمینی است که «اهورامزدا» آفریده. همچنین زادگاه رستم دستان قهرمان حماسی شاهنامه فردوسی میباشد. تاریخ نگاران سیستان را به گرشاسب، یکی از نوادگان کیومرث نسبت دادهاند. نام سیستان از نام اقوام آریایی «سکا» اخذ شدهاست. «سکاها» در حدود سال ۱۲۸ قبل از میلاد، سیستان را به تصرف خود در آورده و در پهنه آن استقرار یافتهاند.«نیمروز» نام دیگر سیستان است. همچنین بنای بیشتر شهرهای سیستان را به پهلوانان اسطورهای ایران چون زال ، سام و رستم نسبت دادهاند. زمانی سیستان جزو متعلقات دولت ساسانی به شمار میآمد که به دست اردشیر بابکان فتح شد و در سال ۲۳ هجری قمری ، مسلمانان عرب این سرزمین را فتح کردند.
قلعه ناصری در ایرانشهر
اولین فرمانروای معروف ایرانی این سرزمین بعد از اسلام، «یعقوب لیث» صفاری بود. بعد از صفاریان ، سامانیان ، غزنویان و سلجوقیان نیز هر یک ، مدتی در این سرزمین فرمان راندهاند.سر زمین سیستان دارای مکانهای باستانی ودیدنی فراوانیست مانند کوه خواجه که نام دیگر آن به زبان پهلوی (اوشیدا)است و به معنای کوه ابدی است. این کوه تنها بلندی دشت سیستان است و مورد تقدس زرتشتیان هم قرار دارد زیرا آنان بر این باورند که پیامبر دین زرتشت از آنجا ظهور میکند. کوه خواجه از سه سلسله زمانی در خود آثاری بجا دارد از سه سلسله اشکانیان ساسانیان و حکومتهای اسلامی بعد از آن.سرزمین بلوچستان امروزی که ناحیه جنوبی استان را تشکیل میدهد، در قدیمیترین اسناد تاریخی به اسم «مکا» مشهور بوده و در نوشتههای هرودت تاریخ نگار یونانی از آن به عنوان «گدروزیا» یاد شدهاست.به دنبال سقوط هخامنشیان توسط اسکندر مقدونی (۲۳۰ پ- م) وی مسیر بازگشت خود از هند را «گدروزیا» انتخاب کردهاست. پس از ساسانیان توسط اعراب مسلمان، در زمان خلیفه دوم، اکثر مردم این سرزمین بلافاصله به اسلام گرویدند.از زمان ساسانیان به بعد این سرزمین همواره جزیی از ایران محسوب میشد تا اینکه با دخالت بریتانیا در قرن نوزدهم میلادی عملاً به دو بخش غربی و شرقی تقسیم شد. از این به بعد بلوچستان مانند سایر ایالتها و ولایتهای کشور حکومت خان خانی داشت تا در سال ۱۳۰۷ ه.ش پس از شکست دوستمحمدخان بارکزائی قدرت حکومت مرکزی در این خطه تثبیت شد.سیتان و بلوچستان از جهت رشد و توسعه اقتصادی از مناطق در حال توسعه کشور است. زراعت اشکال متعددی دارد و صنعت آبی آن وابسته به رود هیرمند است. صنایع موجود در استان به دو دسته صنایع ماشینی و دستی تقسیم میشوند که صنایع ماشینی استان عبارتند از صنایع غذایی, نساجی, پوشاک و صنایع شیمیایی و کارگاههای فلزکاری, ریختهگری, ساخت لوازم خانگی و تانکرسازی. معادن این استان عبارتند از معادن مس, کرومیت, منگنز, سنگ مرمر, .سنگ آهک و غیره
www.2lat.com
ارتباط با ما سایت های استانی
2lat.ir
روزنامه گلستان نو(نیمروز)www.GOLESTANENOW.IR--------WWW.GOLESTANENOW.COM
EMAIL:AZARIGOLESTANENOW@YAHOO.COM
رهبری مجلس ریاست جمهوری قوه قضائیه دانشگاه ها مجلات
وزارتخانه ها
ارتباطات و فناوری اقتصادی و دارایی امور خارجه آموزش و پرورش بازرگانی بهداشت و درمان تعاون
جهاد کشاورزی دادگستری دفاع راه و ترابری صنایع علوم فرهنگ و ارشاد
کار کشور مسکن نفت نیرو
رفاه
منابع خبری
ابتکار-آسیا-ایران
ایران بورس.بورس
پلیس..تهران تایمز
جهان صنعت فرهنگ آشتی
راه نو.رسالت.رسا همبستگی
ابرار-اطلاعات. ایتکا
ایسجا.ایلنا. ایرنا
جهان فوتبال.جوان
حمایت.سلامت شریف نیوز رجا.کارگزاران.گویا
هموطن سلام
اعتماد.آفتاب یزد
آنا.اقتصاد ایران جمهوری اسلامی سرمایه.سینا
قدس. قدس
کاروکارگر.کیهان همشهری
آفرینش.الوفاق.
آفتاب.آلمان.امروز
جام جم. .حوادث
شبستان.شهر دنیای اقتصاد میراث فرهنگی
آخرین اخبار. ایران
اعتماد ملی.ایونا
اکونومیست.بازار کار
خانه ملت.خراسان شرق. شانا صدای عدالت
مهر.موج.نود
اقتصادی. آی تی
اقتصاد پویا-ایکنا.ایانا
بی بی سی.پانا.تابناک خبرنگاران جوان
فارس.فردا صبح اقتصاد واحد خبر.هنری
ورزشی.علمی
ایران ورزشی. ایسنا ایسکانیوز.ایپنا
خبر ورزشی -فرهنگیان
عصر اقتصاد.پول مردم سالاری اجتماعی.جهان
بانکها و بیمه
اقتصاد نوین رفاه صنعت ومعدن ملی ملت کارآفرین پست بانک
پارسیان سامان کشاورزی مركزی مهر ایران توسعه صادرات پاسارگاد
تجارت سپه صادرات مسکن م اعتباری توسعه
بیمه ایران.آسیا. البرز
امین. ایده. پاسارگاد
پارسیان.توسعه.حافظ
سامان. سینا .دی كارآفرین .رازی نوین .معلم .معین ملت. مرکزی
استان ها
آذربایجان غربی آدربایجان شرقی اردبیل اصفهان ایلام بوشهر تهران
چهارمحال خراسان رضوی خراسان جنوبی خراسان شمالی خوزستان زنجان سمنان
سیستان فارس قزوین قم کردستان کرمان کرمانشاه
کهکیلوییه گلستان گیلان لرستان مازندران
مرکزی. همدان
هرمزگان. یزد
رهبری
دفتر حضرت آیت الله خامنه ای بنیاد مستضعفان بنیاد شهیدوامور ایثارگران بنیاد مسكن انقلاب اسلامی مجمع تشخیص مصلحت نظام
شورای نگهبان صدا و سیما كمیته امداد امام خمینی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع
مجلس
مجلس کتابخانه مجلس شبکه نخبگان مرکز پژوهشهای مجلس
مجلس خبرگان
دیوان محاسبات کشور خبرگزاری مجلس
ریاست جمهوری
ریاست جمهوری سازمان حفاظت محیط زیست سازمان نقشه برداری كشور شورای عالی انقلاب فرهنگی
پایگاه دولت سازمان ملی جوانان ستاد مبارزه با مواد مخدر فرهنگستان زبان وادبیات فارسی
سازمان انرژی اتمی معاونت برنامه ریزی ریاست جمهوری شورای عالی اطلاعرسانی سازمان میراث فرهنگی/ پرتال میراث ف.
سازمان بازنشتگی كشوری سازمان مدیریت (معاونت فنی) دفتر همكاریهای فن آوری
سازمان بهزیستی ایران موسسه مدیریت دولتی مركز آمار ایران
سازمان تربیت بدنی سازمان نظام پزشکی مرکز بررسی های استراتژیک
قوه قضاییه
قوه قضائیه دانشکده علوم قضائی سازمان پزشكی قانونی شبکه خبری قسط
دادگستری تهران سازمان ثبت اسناد واملاک معاونت آموزش و تحقیقات
دادستانی کل کشور روزنامه رسمی كشور سازمان زندانها مرکز امور مشاوران حقوقی
سازمان بازرسی سازمان قضایی نیروهای مسلح دفتر امور بین الملل
وزارت امور خارجه
وزارت امور خارجه معاون آموزش و پژوهش سایت های دیگر
وزارت جهاد کشاورزی
وزارت جهاد کشاورزی سازمان جنگلها شبكه شیلات ایران موسسه تحقیقات بیوتكنولوژی
سازمان امورعشایر سازمان دامپزشكی شركت سهامی پشتیبانی دام كشور
تعاونی روستایی سازمان امور اراضی شركت سهامی شیر ایران موسسه پژوهشهای اقتصاد کشاورزی
روابط عمومی سازمان نظام مهندسی کشاورزی شرکت تخصصی خدمات کشاورزی صندوق حمایت از سرمایه گذاری
شبكه گندم معاونت ترویج و نظام بهره برداری
معاونت توسعه منابع انسانی و مجلس معاونت برنامه ریزی و امور اقتصادی صندوق بیمه محصولات كشاورزی
وزارت علوم
وزارت علوم تحقیقات و فناوری سازمان سنجش مركز اطلاعات و مدارك علمی نهاد رهبری در دانشگاه ها
آمار آموزش عالی شورای تحقیقات وفن آوری
وزارت نفت
وزارت نفت /شركت ملی نفت ایران شركت ملی گاز ایران شركت ملی پخش فرآورده های نفتی شركت ملی صنایع پتروشیمی
شركت نفت فلات قاره ایران پژوهشگاه صنعت نفت شركت ملی نفت جنوب شركت كالا نفت تهران
كتابخانه مركزی شركت ملی پایانه های نفتی پتروشیمی بندر امام شركت بازرگانی پتروشیمی
شركت ملی حفاری ایران شركت نفت مناطق مرکزی ایران معاونت منابع انسانی و مدیریت
مركز اطلاع رسانی پتروشیمی سازمان بهینه سازی مصرف سوخت امور بین الملل شركت نفت سایت های دیگر
وزارت نیرو
وزارت نیرو شرکت مدیریت منابع آب ایران كتابخانه وزارت نیرو
تعرفه و قوانین فروش برق شركت توانیر معاونت برق و انرژی وزارت نیرو
شركت مهندسی آب و فلضلاب شرکت ساتكاب معاملات وزارت نیرو
وزارت بازرگانی
وزارت بازرگانی سازمان صنایع کوچک وشهرکهای صنعتی معاونت برنامه ریزیهای بررسیهای اقتصادی
نقطه تجاری ایران سازمان توسعه تجارت ایران موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی
انجمن بازرگانی ایران سازمان حمایت از مصرف كنندگان و تولیدكنندگان مركز آموزش بازرگانی
شرکت بورس تهران شركت كشتیرانی ج.ا. ایران مرکز امور اصناف وبازرگانان
اتاق بازرگانی شركت بازرگانی دولتی ایران فرش ایران/ مرکز فرش
بورس سرمایه گذاری ایران شرکت سهامی فرش ایران مرکز ملی شماره گذاری کالا و خدمات
صندوق ضمانت صادرات ایران شرکت نمایشگاههای بین المللی مناقصه گزاری
دفتر نمایندگی تام الاختیار تجاری سازمان توسعه صادرات ایران
سیستم ثبت سفارشات سایت های دیگر
وزارت صنایع
وزارت صنایع و معادن سازمان زمین شناسی شركت دخانیات ایران مركز صنایع نوین بانك اطلاعات مدیران
اتاق بازرگانی سازمان گسترش و نوسازی شركت صنایع كوچك و شهركهای صنعتی موسسه استاندارد
پایگاه ملی داده های زمین شركت آلومنیوم ایران شركت ملی صنایع مس ذوب آهن اصفهان
هنرهای سنتی و صنایع دستی شرکت احداث صنعت صندوق حمایت از تحقیقات الكترونیك سازمان نظام مهندسی معدن
انجمن زمین شناسی ایران شبكه آمار واطلاع رسانی پایگاه اطلاع رسانی معادن ایران
شركت مهندسی صنعتی و بازرگانی شركت ایران خودرو مجتمع فولاد مباركه سازمان توسعه و نوسازی معادن
وزارت کار
وزارت کار و امور اجتماعی موسسه كارو تامین اجتماعی صندوق حمایت ازفرصتهای شغلی سازمان آموزش فنی وحرفه ای
پایگاه اطلاعات رسانی بازاركار اطلاع رسانی بازاركاركشور
وزارت رفاه و تامین اجتماعی
وزارت رفاه و تامین اجتماعی سازمان تامین اجتماعی سازمان بازنشتگی كشوری سازمان بیمه خدمات درمانی
صندوق بیمه های اجتماعی وروستایی سازمان بهزیستی سازمان ثبت احوال شرکت ایرانگردی و جهانگردی
وزارت تعاون
وزارت تعاون صندوق تعاون اتاق تعاون مرکزی ج.ا. ایران
وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات
وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات 118اینترنتی کشور شرکت مخابرات ایران مراکز آموزشی
سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی پست بانک شرکت خدمات هوایی پیام مرکز تحقیقات مخابرات
امور ارتباطات دیتا شرکت پست ایران شرکت پست بانک مرکز سنجش از راه دور
شرکت فناوری اطلاعات دانشكده پست ومخابرات موزه ارتباطات سازمان فضایی ایران
دبیرخانه ICT شرکت ارتباطات سیار شرکت ارتباطات زیر ساخت منیران
وزارت راه و ترابری
وزارت راه و ترابری راه آهن حمل و نقل شرکت خدمات هوایی آسمان قطارهای مسافربری رجاء
اطلاعات آب وهوای کشور سازمان بنادر و كشتیرانی شركت راه آهن شهری تهران كمیته فن آوری اطلاعات راه و ترابری
آب وهوای راه ها سازمان توسعه راههای کشور شركت هواپیمایی ایران مهندسی ارزش در وزارت راه و ترابری
اطلاعات جغرافیایی راههای کشور سازمان هواشناسی شرکت مهندسین مشاور مترا کریدور شمال-جنوب کشور
آزمایشگاه های فنی ومکانیک خاک سازمان هواپیمایی كشور شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی شرکت ساخت وتوسعه زیربناها
انجمن مهندسی حمل و نقل ریلی ایران سایت آموزشی وزارت راه و ترابری شركت هواپیمایی ماهان شرکت فروده گاه های کشور
برنامه ریزی یکپارچه سفرهای ترکیبی سیستم مناقضه گذاری الکترونیکی شرکت هواپیمایی کشوری شورای اصلاحات وزارت راه و ترابری
خطوط كشتیرانی شركت حمل و نقل پایانه ها راه آهن ج.ا.ایران سازمان راهداری وحمل ونقل جاده ای
راه آهن جمهوری اسلامی ایران پژوهشكده حمل و نقل
وزارت مسکن و شهرسازی
وزارت مسکن و شهرسازی شورای عالی شهرسازی مرکز مطالعات وتحقیقات شهرسازی ومعماری
پژوهشگاه زلزله شناسی معاونت نظام مهندسی واجرای ساختمان مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن
بنیاد مسکن شرکت عمران و بهسازی شرکت عمران شهرهای جدید
سازمان مجری ساختمانها وتاسیسات دولتی
سازمان ملی زمین و مسکن
وزارت دفاع
وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح
وزارت كشور
وزارت کشور شورای عالی هماهنگی ترافیک نیروی انتظامی / پلیس سازمان شهرداریها ودهیاریها
ستادحوادث غیر مترقبه کشور سازمان ثبت احوال شورای عالی استانها
وزارت بهداشت و درمان
وزارت بهداشت سازمان انتقال خون ایران شرکت صنایع پزشکی شرکت پالایش خون شرکت فراورده های پزشکی
وزارت آموزش و پرورش
وزارت آموزش و پرورش دفتر پاسخگوئی به شکایات سازمان پژوهش وبرنامه ریزی آموزشی شورای عالی وزارت آموزش و پرورش
اداره کل روابط عمومی دفتر وزارتی سازمان استعدادهای درخشان كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان
باشگاه دانش پژوهان جوان دفتر تالیف و برنامه ریزی كتب درسی سازمان نوسازی و تجهیز مدارس معاونت تربیت بدنی و تندرستی
پژوهشكده مطالعات آ -و-پ دفتر همکاریهای علمی و بین المللی سازمان آموزش وپرورش استثنایی مرکز آموزش از راه دور
شبكه ملی مدارس ایران سازمان دانش آموزی /سازمان اولیاء ومربیان
سایت های دیگر
وزارت امور اقتصادی و دارائی
وزارت امور اقتصادی و دارایی سازمان امور مالیاتی کشور سازمان سرمایه گذاری و كمكهای اقتصادی ایران معاونت امور اقتصادی
پژوهشكده امور اقتصادی سازمان جمع آوری و فروش اموال تملیکی شركت خدمات ماشینهای محاسب الكترونیكی سازمان حسابرسی
سازمان خصوصی سازی سازمان بورس اوراق بهادار شرکت سرمایه گذاری خارجی/شرکت چاپخانه دولتی ایران گمرك ج.ا. ایران
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دفتر پیشگیری از آسیب های اجتماعی اداره تبلیغات /جشنواره فیلم فجر جشنواره فیلم كودك
شبکه سینما/فروش ورزرو بلیط مركز گسترش سینمای مستند و تجربی سازمان حج و زیارت/نمایندگی ولی فقیه خانه هنرمندان ایران
بنیاد سینمایی فارابی/دفتر امور بانوان سازمان اوقاف و امور خیریه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی پزوهشگاه ف،هنر و ارتباطات
جشنواره مطبوعات/معاونت مطبوعاتی شورای فرهنگ عمومی معاونت سینمایی
خبرگزاری كتاب/موسسه رسانه تصویری شورای زبان فارسی -ستاد مساجد سایت های دیگر
ابراهیم سجزی سیستانی
ابراهیم سجزی سیستانی، از دانشمندان سیستانی قرن اول هجری قمری است.ابراهیم در سال شصت هجری قمری، پانزده حرف از حروف اوستایی در خط «مسند» را، به جای حروفی در خط کوفی، بکار برد. وبرای آن اصول وقاعدهای ترتیب داد که به مراتب از خط مسند آسانتر بود.بدین ترتیب ابراهیم سجزی مخترع خط معقلی به شمار میرود.
ابو داوود سجستانی
ابو داوود سجستانی، وی متولد ۲۰۲ هجری قمری و متوفای سال ۲۷۵ ه.ق میباشد. بنا به اظهار ابن ندیم، نام اصلی او سلیمان بن اشعث بن اسحاق بن بشیر شداد است.
این فقیه و دانشمند سیستانی، کتب متعددی در فقه، تفسیر و حدیث تالیف نمودهاست که مشهورترین آن حدیث السنن است که مشتمل بر پانصدهزار حدیث که چهار هزار و هشتصد حدیث فقط در باره فقه و تشریع در آن آمدهاست.
دهخدا در لغت نامه و در خصوص وی چنین مینویسد.سلمان بن اشعث بن اسحاق بن بشیر، مشهور به ابو داوود، پیشوای اهل حدیث است.
ابوالفتح بستی
ابوالفتح علی بن محمد بستی از شاعران سده چهارم هجری قمری است.زادگاه او را شهر بست سیستان میدانند.او به زبان عربی تسلط کامل داشت.از نتایج طبع او، دو دیوان شعر به جای ماندهاست. وفات وی را به سال ۴۰۱ ه.ق ثبت نمودهاند. نویسنده کتاب دورنمایی از فرهنگ ایرانی و اثر جهانی آن، این شعر را به عنوان نمونهای از اندیشه و قلم این شاعر سیستانی در نوشته خویش آوردهاست.یکی نصیحت من گوش دار و فرمان کن که از نصیحت سود، آن کند که فرمان کرد
همه به صلح گرایو مدارا کن که از مدارا کردن، ستوده گردد مرد
ابوالفتح سگزی
ابوالفتح سگزی یا ابوالفتح سیستانی، از شاعران و ملوک برجسته سیستان در سده یازدهم هجری قمری است. علاوه بر حکومت داری، در سرودن شعر تبحر داشت. گرچه در سیاست حکومتی با برادرش ملک حمزه اختلافی نداشت، اما در زمینه شعر وشاعری با وی اختلاف داشت. حمزه غافل سیستانی این رباعی را خطاب به برادرش ابوالفتح سیستانی سروده است.برخاطر عاطرت غباری نرسد از گفته من تو را نقاری نرسد
هرچند طلای خاطرت غش نیست بی زحمت آتش به عیاری نرسد
ابوالفتح نیز پس از دیدن رباعی برادرش، در جواب می سراید.نظمم ز شراب معنوی سرشار است در کش را هوشیاری، ای در کار است
محتاج به پایمردی آتش نیست نقد سخنم، طلای دست افشار است
ابوالفرج سگزی
ابوالفرج سگزی، از شعرای نامدار و اندیشمند سیستان است که در حدود سالهای 372-333 هجری قمری به هنر شاعری مشغول بود. مطالعه در زندگی و شعر ادیبان قبل از خودش، از وی استادی چیره دست و سرایندهای ماهر ساخت.بطوری که در متون، همیشه لقب استاد در کنا نامش مشاهده میشود. وفات ابوالفرج را سال 393 هجری قمری ذکر کرده اند.چندان که گرد عالم صورت برآمدیم غمخواره آمد آدم و بیچاره آدمی
هرکس به قدر خویش گرفتار محنت است کس را ندادند برات مسلمی
ابوالفضل بستی
ابوالفضل الحافظ القاضی بن موسی البستی، یکی از فضلا و عرفای نامدار در تاریخ تصوف سیستان است .این عارف، محدث وعالم مشهور سیستانی، صاحب تالیف کتابهای متعددی از جمله کتاب شرح شفا میباشد.
در کتاب ریاض العاشقین آمده است که : شیخ ابوالفضل بعد از شیخ احمد غزالی به هدایت سالکان مشغول بود.
وی با شیخ ابونجیب سهره وردی وعین القضاه همدانی برادر طریقت بوده است. ابوالفضل بستی در سال 550 هجری قمری در زمان سلطان سنجر بن ملکشاه سلجوقی وفات یافت.
ابوحاتم سجستانی
سهل بن محمدبن عثمان بن یزید سجستانی، معروف به ابوحاتم سجستانی از بزرگان علم وادب، فقه، حدیث و لغت دوران خویش در سیستان بوده است. وی از شاگردان ابوزید بلخی و ابو عبیده و اخفش بوده است.
ابوحاتم مولف کتب بسیاری در علم صرف و نحو لغت و شعر است.از شاگردان وی نیز به محمدبن جریرطبری میتوان اشاره نمود که علم حدیث را نزد ایشان فراگرفته است.
ابوسعید سجزی
ابوسعیداحمدبن عبدالجلیل سجزی، (وفات:۴۱۴ ه.ق.) ستارهشناس و ریاضیدان بزرگ و مشهور ایرانی قرن چهارم هجری است که با ابوجعفر احمد بن محمد صفاری و عضدالدوله معاصر و از اهالی سیستان بوده و در خراسان و شیراز زیسته است.
ابوسعید سجزی از دانشمندانی است که زیج مامونی را بنیاد کرد وی دور کره زمین را محاسبه نمود. به طوری که تفاوت آن با محاسبات کنونی فقط چند متر اختلاف دارد. ابوریحان بیرونی میگوید: «از ابوسعید سجزی، اسطرلابی از نو واحد بسط دیدم که شمالی و جنوبی مرکب نبود و آن را اسطرلاب زورقی نامند و او را به جهت آن تحسین نمودم.»
ابوسلیمان سجستانی
ابوسلیمان محمدبن طاهر بن بهرام سجستانی معروف به منطقی، از عرفای سیستانی قرن چاره هجری است.ابوسلیمان بین عصر فارابی و شیخ الرئیس ابوعلی سینا می زیسته است.
وی بعضی از رسائل خویش را به نام عضدالدوله دیلمی تالیف نموده است. علم و منطق را نزد ابوبشرمتی بن یونس منطقی نصرانی و ابوزکریا یحی بن عدی منطقی، تحصیل نموده است.
از شاگردان وی میتوان به ابوحیان توحیدی حکیم ونویسنده اشاره نمود. جوئل.ل.کرمر(joel.l.kremer ) از دانشمندان غربی عصر حاضر در کتابی تحت عنوان «فلسفه در عصر رنسانس اسلامی» میگوید: ابوسلیمان سجستانی (سیستانی)نقش بسیار زیادی در انتقال میراث فرهنگی یونان باستان در گستره فرهنگی ایرانی و اسلامی داشته
سورنا پهلوان سیستانی
سورنا
سورنا (سورن پهلو) یكی از سرداران بزرگ و نامدار تاریخ در زمان اشکانیان است كه سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیان در بهار ۲۰۶۰ سال پیش فرماندهی كرد و رومیها را كه تا آن زمان در همه جا پیروز بودند، برای اولین بار با شكستگی سخت و تاریخی روبرو ساخت. او جوانی بود آریایی، خردمند، نیکوچهره، تنومند، دلیر، بلندبالا، با موی بلند و ظریف که پیشانیبندی به سبک ایرانیان باستان بر سر میبست.
وی از خاندان سورن یکی از هفت خاندان معروف ایرانی (در زمان اشکانیان و ساسانیان) بود. سورن در زبان فارسی پهلوی بهمعنی نیرومند میباشد. (نمونه دیگر این واِِژه در کلمه اردیسور آناهیتا یعنی ناهید بالنده و نیرومند بکار رفته است.) از دیگر نامآوران این خاندان ویندهفرن (گندفر) است که در سده نخست میلادی استاندار سیستان بود؛ قلمرو او از هند و پنجاب تا سیستان و بلوچستان امتداد داشت. برخی پژوهشگران او را با رستم دستان قهرمان حماسی ایران یکی میدانند. ذکر نام رستم در منظومه پهلوی اشکانی درخت آسوریک ارتباط او را با اشکانیان نشان میدهد.
کلمات مرتبط:سیستان.سورنا.گلستان.گلستان نو.سیستانی های گلستان.پهلوانان ایران.نیمروز.شهرسوخته.دانشگاه.گرگان.خبرگزاری.هامون.تاکر.آذری
یعقوب لیث صفار، قهرمان ملی ایرانیان كه تصمیم به پایان دادن به حكومت عرب بر میهن گرفته بود 16 ژوئن سال 868 میلادی شهر كرمان را آزاد كرد. در كرمان بود كه یعقوب دستور اكید داد به زبانی كه او نمی فهمد (عربی)، مكاتبه نكنند. از زمان افتادن ایران به دست عرب، تا آن روز مكاتبات اداری به زبان عربی صورت می گرفت. با صدور دستور اكید یعقوب لیث بود كه «پارسی» بار دیگر زبان رسمی ایرانیان شد و رونق گرفت.
یعقوب بود كه خواست برای حروفی كه در عربی نیست و در فارسی تلفظ می شود، جانشین بیابند تا خط الرسم تكمیل شود و سالها طول كشید تا ادیبان با هم به توافق رسیدند كه «پ، چ، ژ، گ» را با افزودن نقطه و سركش بر حروف عربی مشابه، به وجود آورند تا تركیب حروف تغییر نكند و مقرر داشتند كه از بكار بردن حروف خاص زبان عربی از جمله «ص، ض، ط، ظ، ث، ح، ع و ء » در واژه ها و اسامی فارسی خودداری شود.
تكمیل این تغییرات هشتاد سال وقت گرفت و این اصلاحات حروف و تبدیل واژه ها در سال 950 میلادی به پایان رسید و خط الرسم فارسی امروز به دست آمد. باید دانست كه ایرانیان تنها مسلمانان آن زمان بودند كه زبان ملی خود را از دست ندادند. می دانیم كه ایرانیان ساكن «فرارود» و خراسان خاوری (افغانستان شمالی امروز) كه تاجیك خوانده می شوند «پارسی» را از دست نداده بودند و گروهی از آنان با افتخار تمام خود را پارسیوان = پارسیبان می نامیدند.
یعقوب كه پرچم استقلال طلبی را در سیستان برافراشته بود در سال 862 میلادی هرات و سال بعد سراسر شمال شرقی ایران و تا كابل را از دست عمال خلیفه بغداد بیرون آورده بود.
یعقوب پس از آزاد كردن كرمان، با همان هدف، فارس و خوزستان را پس گرفت و با خلیفه عباسی مستقیماً وارد جنگ شد، ولی اندكی پس از رد پیشنهاد صلح خلیفه در سال 878 میلادی، در خوزستان از بیماری قولنج درگذشت، همانجا مدفون شد و برادرش «عمرو لیث» بر جای او نشست و مصلحت در آن دید كه با خلیفه از در آشتی درآید و خلیفه هم حكومت وی را بر فارس، اصفهان، كرمان، سیستان، مكران (بلوچستان)، سند (ایالت جنوبی پاكستان امروز به مركزیت شهر كراچی) و بخش هایی از خراسان به رسمیت شناخت.
کلمات متبط://سیستان،سیستانی،سیستانیهای گلستان،سیستاننی های مازندران،سیستانیهای کرمان،شهرسوخته،نیمروز،گلستان،مطبوعات سیستان،سیستانیهادرتهران،تکر،آذری،گلستان نو،زابل،
بیوگرافی و زندگینامه
یعقوب بن لیث نخستین امیر این خانواده بود که دولت مستقل اسلامی صفاریان را بنیاد نهاد. لیث پدر یعقوب در سیستان شغل رویگری (مسگری)داشت. لیث سه پسر داشت بنامهای یعقوب و عمر و علی، هر سه پسران لیث حکومت کردند اما دوره ای حکومت چندان نپایید. یعقوب نیز در اوایل مانند پدر رویگری میکرد و هرآنچه بدست می آورد جوانمرداه به دوستان و همسالانش ضیافت میکرد. چون به سن رشد رسید تعدادی از مردان جلد،زرنگ و عیار گردش جمع شده او را به سرداری خود برگزیدند. در سال 237 که طاهربن عبدالله در خراسان در خراسان جکوومت میکرد مردی از اهل بست بنام صالح بن نصر کنانی بر سیستان مستولی شد و یعقوب به خدمت وی در آمد. طاهر که مردی با تدبیر بود صالح بن نصر را از سیستان براند و پس از وی شخصی بنام درهم بن نضر خروج کرد و سیستان را تصرف نمود و سپاهیان طاهر را از سیستان براند. درهم که نتوانست از عهده ای سپاهیان برآید یعقوب را سردار سپاه خویش تعین کرد، سپاهیان چون ضعف فرماندهی درهم را دیدند از فرماندهی یعقوب اسقبال نمودند. پس از چندی والی خراسان با چاره ئ تدبیر درهم را اسیر کرد و به بغداد فرستاد، او مدتی در بغداد زندانی بود بعد آزاد گردید و به حدمت خلیفه در امد. درین زمان است که کار یعقوب نیز بالا میگیرد او به دفع خوارج میرود، یعقوب چون مردی با تدبیر و عیار بود تمام یارنش از وی چنان فرمابرداری میکردند که برون از تصور بود. یعقوب بعد ار ضبط سیستان رو به خراسان نهاد ولی چیزی نصیبش نشد. یعقوب مردی نبود که بزودی مضمحل شود، باز بار دیگر در سال 253 رو به خراسان نهاد اما این بار بخت یار او بود شهرهای هرات و پوشنگ را بگرفت و از آنجا رو به کرمان نهاد و گماشته حاکم شیراز در کرمان را بگرفت. پس از آن رو به شیراز نهاد با حاکم فارس جنگیده و آنرا نیز بدست آورد. یعقوب بعد از واقعه چند نفر از طرفداران خود را با تخایف گرانبها نزد خلیفه ای بغداد فرستاد و خود را مطیع خلیفه اعلان کرد. یعقوب در سال 257 باز به فارس لشکر کشید و خلیفه المعتمد به وی پیغام داد که ما ملک فارس را بتو نداده ایم که تو به آنجا لشکر کشی کنی. المؤفق برادر خلیفه که صاحب اختیار مملکت بود رسولی نزد یعقوب فرستاد .مبنی بر اینکه ولایت بلخ و تخارستان و سیستان مربوط به یعقوب است. یعقوب نیز بلخ را تصرف نموده متوجه کابل شد والی کابل را اسیر و شهر را تصرف نمود، پس از آن به هرات رفت و از آنجا به نیشاپور و محمد بن طاهر حاکم خراسان را با اتباعش اسیر و به سیستان فرستاد و از آنجا روانه طبرستان شد تا در آنجا با حسن بن زید علوی بجنگد. حسن درین جنگ شکست خورد فرار نمود و به سرزمین دیلمان رفت. یعقوب از ساری به آمل رفت و خراج یکساله را جمع کرد و روانه دیلمان شد، در راه در اثر باریدن پیهم باران تعداد ریادی از سپاهیانش کشته شده و خود مدت چهل روز سرگردان میگشت. یعقوب رسولی را نزد خلیفه فرستاد مبنی بر اینکه طبرستان را فتح کرده حسن را منزوی ساخته است به امید اینکه مورد نظر خلیفه واقع گردد، اما خلیفه حکمی را توسط حاجیان به خراسان فرستاد که چون وی از حکم ما تمرد کرد و به حکومت سیستان بسنده نکرد او را در همه جا لعن کنند.یعقوب لیث صفاری در جنگی خونین؛ ساری پایتخت طبرستان(مازندران) و سپس آمل را از حسن ابن الزید پس گرفت. کنترل همه مازندران را داشت تا اینکه کسان خلیفه در جنوب به پیمان شکنی و نارو زدن پرداختند و یعقوب با سپاهش روانه پارس گردید و در جنگ خونین دیگری محمود ابن الواصل را شکست داد. او پارس را آسوده نموده؛ لرستان، ایلام، بختیاری، بوشهر، و دیگر شهر ها جز شمال باختری را که برای خلیفه پس نشینی پایانی بود با پیروزی آزاد کرده؛ به ایران یکپارچه افزود و کنترل نمود.المعتمد خلیفه بغداد که ترسیده بود؛ یعقوب را نفرین نموده، به الله سوگند یاد نمود که یعقوب یک مُحارب و کافر است! او گفت که آزادی ایران تنها سگال(قصد و یا خیال) یعقوب نبوده و او اندیشه دیگری دارد. خلیفه گفت که هر یک از استانهای ایران که یعقوب آزاد نموده ؛ بخشی از دارایی امپراتوری اسلامی زیر نگر خلیفه(نماینده الله بر روی زمین) است. یعقوب با در هم شکستن خلیفه؛ قدرت و خواست الله را در هم کوبیده بود و باید نفرین شده و محکوم شود. در آن هنگام یعقوب در پارس بود و چون این شنید، پوزخندی زد و گفت:"هنگام آن فرارسیده که اختیار قدسی وی بپایان رسد". یعقوب ارتش خود را در پارس گرد آورد و برپاساخت. با اینکه میتوانست لشکریان را از همه ایران به پارس ببرد؛ ولی نگران استانهای تازه آزاد شده، بویژه استانهای مرزی بود.جاهای تازه آزاد شده ایران مستقل شکننده، هنوز آسیب پذیر بود . یورشهای درونه و برونه -همچنین خلیفه و دیگر دژآگاهان؛ هر آن میتوانستند کار شومی انجام دهند.سر انجام با اینکه بخش بزرگی از ارتش را در استانهای مرزی گمارد، ارتش پارس را به اهواز برد.المعتمد بسیار ترسیده و نرم گشته بود واداره استانهای خراسان، طبرستان، گرگان، ری و پارس را به یعقوب داد و او را ساتراپ(فرماندار) همه انها دانست.وی اینها را برای باز نگهداشتن یعقوب از حمله به بغداد انجام داد. در اینجا پاسخ نامه تاریخی یعقوب بنامهء خلیفه معتمد را بخوانید: " به خلیفه مسلمین ؛المعتمدُ ل بالله عباسیان" -هنگامیکه ما در باره بخشش و کار شما شنیدیم که استانهای بسیاری از ایران را بخود ما ایرانیان بخشیده اید؛ بسیار فریفته شدیم!ما به برادرانمان گفتیم که خلیفه بغداد تا چه اندازه بخشنده و بزرگوار است که اداره استانهای خودمان را بخودمان واگذار میکند! از کجا خلیفه قدرت چنین دَهشی را بدست آورده؟ خلیفه هرگز دارای استانهای ایران نبوده که اینک اداره شان را به ما ببخشد! اما براستی بغداد - زمانی در بین النهرین که نخستین استان ایران بود بر روی خاکستر تیسفون و بر پُشته ای از کشته شدگان سد ها و هزاران هم میهن ما ساخته شد. و شما روح سرگردان نیاکان کشته شده ما را شبها در حال گام زدن در کنار بارگه با شکوه خود میتوانید ببینید. آنها چشم در چشم شما میدوزند و شما را پریشان میکنند.آیا راست نیست که بغداد ببهای خون ایرانیان ساخته شده؟ خلیفه باید پاسخ این پرسش را به جهانیان بدهد.آیا آنچه که خلیفه و نیاکانش برای ایران کرده اند؛ میتواند نشانی از دادگستری داشته باشد؟ من یعقوب لیث، پسر لیث سیستانی ،یک مسگر ساده، یک کارگر ساده، یک فرزند ایران، با قدرت مردم ایران، با این نوشته هر دو اختیارات خلیفه را رد میکنم: 1- نفرین و محکومیت خود، برادرانم و یاران ایران ام را2-بخشش و بر گرداندن استانهای خودمان بخودمان را. من هرگونه میان آیی (دخالت) بغدادیان در کار ایرانیان را رد میکنم. ما بخلیفه بغداد نیاز نداریم که استانهای خودمان را که پیشاپیش پس گرفته ایم و برای ایران است و نه هیچ کس دیگر؛ بما ببخشد. خلیفه شاید خلیفه جهان باشد، اما هرگز خلیفه ایران نمیتواند باشد. امضاء یعقوب لیث صفاری. یعقوب نتوانست ریاکاری، فریب، نخوت، خودبینی و گستاخی خلیفه را بر دوش کشد؛ و به بغداد یورش برد. بدرون عراق راه یافت و بسوی بغداد روانه شد. الموفق برادر خلیفه که سر کرده نیروی مسلمین شده بود؛ با یغقوب در عراق درگیر شد. الموفق گفت که خلیفه، جانشین راستین محمّد پیامبر اسلام است.بنا بر این، او نماینده و نور "الله" در روی زمین است.او سخنرانی مُهند و پر آوازه ای را در زمین نبرد براه انداخت و پیروانش رونوشت آنرا در میان لشکر یعقوب پخش کردند. موفق توانست در ژرفای باور و احساس مذهبی گروه بزرگی از ارتش یعقوب رخنه کند و منطق خود را استوار سازد .او در سخنرانی اش گفت که یعقوب سپاه خود را در برابر و جنگ با فرزندان پیغمبر( نگهداران راستین خلافت اسلامی) آراسته و بکار میبرد، و بهر رو توانست یکپارچگی سپاه ایران را خدشه دار نماید . خلیفه مسلمین میگفت که یعقوب به گناه (کفر) آلوده است و او براستی یک گناهکار (کافر) است.سربازان یعقوب بایستی به سربازان اسلام پیوسته و اسلام را از دست یعقوب کافر برهانند. تبلیغ دیوانه وار و پلید مذهبی مارهای بغداد بر روی اندیشه سربازان ساده دل و خوشباور ایرانی اثر گذاشت. بنا بر این بسیاری از آنان به سربازان اسلام پیوسته و بجنگ با یعقوب برای رهایی بغداد و خلیفه و اسلام از دستان کافر یعقوب پرداختند! . سپس یعقوب بهمسایگی بغداد یورش برد، امّا با تبلیغ اسلامی عربی و نا آگاهی مذهبی ایرانیان، او در عراق شکست خورد و وادار به بازگشت به خوزستان شد.کوشش ناپیروزمندانه او برای گرفتن بغداد، پایتخت خلیفه اسلامی، سبب نومیدی وی از ساده دلی مذهبی و نا آگاهی سیاسی سربازان ایرانی هم زینه (درجه) خود شد. یعقوب جنگ با بغداد را بپایان برد در حالیکه بسیار نزدیک به برچیدن همیشگی سنّت خلیفه گری در بغداد و پس از آن در سراسر جهان بود. سپس تا سه سال به دوباره سازی درونی ایران و زنده نمودن فرهنگ ایرانی پرداخت. در همه زندگی خویش این دو کار را پیش برد و در سالهای پسین بیشتر به این دو کار پرداخت. کوششهای فرهنگی یعقوب در بازسازی و زنده نمودن زبان ،ادبیات و فرهنگ پارسی نقش بسیار مُهندی داشته است و نام وی در زنده نمودن فرهنگ پارسی در کنار نام فردوسی جای میگیرد.او یک ملی گرا بود- به آزادی ایران بیش از رهایی اسلام میاندیشید- نگرانیش رهایی و سربلندی ایرانیان از چنگال خلفا (آیت الله های کنونی) بود - یکپارچگی ایران و زنده کردن فرهنگ آن را می پویید. هنر وی در جایگزینی زبان پارسی بجای زبان عربی در دستگاه اداریش بود و برای نخستین بار پس از یورش عربهای اسلامی به ایران، زبان پارسی دوباره زبان رسمی کشور میشد. یعقوب همه کارگزاران دادگاهها و دولت را وادار به پارسی سخن گفتن کرد. سخن گفتن به زبان عربی بجای زبان مادری را ننگ شمرده و سزا پذیر میدانست. گسترش زبان پارسی را انجام پذیر دانسته و آنرا پیش میبرد. اگر مقام رسمی در کنار(حضور) وی با کسی عربی سخن میگفت، او آنرا بر نمیتابید و واکُنش نشان میداد. گفتنی است که فردوسی شاهنامه را بزبان پارسی نوشت و یعقوب سالها پیش از وی بنیاد ایران یکپارچه و منظم را در درازنای12 سال ریخته بود و گام بسیار بلندی در زنده ماندن زبان و فرهنگ ایران برداشته بود. و گرنه شاید با کاربُرد زوری زبان عربی ؛ زبان پارسی برای همیشه رخت بر بسته و بفراموشی سپرده میشد.
آرامگاه یعقوب لیث صفاری، رویگر سیستان، در روستای شاهآباد در ده کیلومتری دزفول
ابویعقوب سجستانی
ابویعغوب بن احمد سگزی، معروف به بندانه متوفای سال ۳۳۱ هجری قمری، از دانشمندان سیستانی قرن چهارم هجری است.
مشهورترین کتاب وی کشفالمحجوب است که از کتابهای فلسفی آن زمان به شمار میرفتهاست. این کتاب شامل هفت مقاله در مورد توحید و به زبان فارسی دری نوشته شدهاست.
دکتر ذبیح الله صفا در کتاب ادبیات ایران و در خصوص موضوع و محتوی کتاب کشف المحجوب چنین آوردهاست. موضوع این کتاب حکمت است که شامل هفت اصل است که هر اصل و مقالت به چند جستار توحید، خرد، نفس، طبیعت، موجودات روی زمین، نبوت و معاد میباشد.
احولی سیستانی
احولی سیستانی، شاعر و ادیب سیستانی است که در سال ۱۰۲۴ به هند مهاجرت کرد.ملاعبدالنبی فخرالزمانی قزوینی، «مولف تذکره میخانهها» به سال ۱۰۲۶ احولی را در شهر دلپذیر کشمیر ملاقات کردهاست.
احمدگلچین معانی، درکتاب «کاروان هند» احولی را تخلص شاعر میداند که بعداً به بسمل تغییر تخلص دادهاست.
او در سال ۱۰۳۱ هجری قمری به سیستان باز میگردد.برای وفات این شاعر تاریخی ذکر نشدهاست. دیوان احولی سیستانی مشتمل برپنج هزار بیت است.ساقی بده آن باده که غارتگر هوش است چون عشق کلید در دلهای عشق است
آن آتش گلفام که در چشم صراحی چون خون به دل اهل محبت همه خموشست
امیر حسن سجزی
امیر حسن بن علاء سجزی، معروف به امیر حسن دهلوی متولد ۶۵۰-۶۴۹ هجری قمری و وفات ۷۳۸-۷۳۷ هجری قمری، از عارفان و شاعران بزرگ پارسیگوی قرن هفتم و هشتم هجری قمری در هندوستان است.
امیر حسن اصالتاً سیستانی است و در هندوستان اقامت داشته است. وی کاتب شیخ نظام الدین اولیا و معاصر امیر خسرو دهلوی بوده است.
شیخ نجمالدین دارای دیوان منثور و منظوم بسیاری است. اشعار زیر نمونهای از طبع شعری وی است:مشتاق توبه، هیچ جمالی نظر نکرد بیمار تو، هیچ طبیبی دوا نخواست
برما دلت نسوخت، ندانم چرا نسوخت ما را دلت نخواست، ندانم چرا نخواست
گفتی که چرا سخن نگفتی، چون به من رسی نظاره جمل تو، خاموشی آورد
سیستان،سیستانیها،سیستانیهای گلستان،سیستانیهای مازندران،مطبوعات گلستان،خبرنگاران گلستان،شهرسوخته،زابل
تبلیغات